X
تبلیغات
می خواهم دنیای بهتری بسازم
می خواهم دنیای بهتری بسازم
وبلاگی برای گفتگوی بین زنان برای ساختن دنیایی بهتر
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392
عشق..... ...  

عشق تنها پیوستگی میان دو مخلوق نیست، بلکه پیوندی میان دو روح است.

                                                                                فردریک روبرتسون

سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392
دوست یا دشمن....... ...  

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگين بودند
قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند
لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند
عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده ای ديگر خواهان بازگشت مارها شدند
مارها بازگشتند و همپای لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند
حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا می آيند
تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقی مانده است
اينكه نمی دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان
                                                                          منوچهر احترامی

دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392
شعری زیبا از حسین منزوی..... ...  

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود

گل شکفته ! خداحافظ، اگرچه لحظــه دیـــدارت
شروع وسوسه‌ای در من، به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیـم آری، موازیــان به ناچاری
که هردو باورمان ز آغـاز، به یکدگــر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا
بهار در گل شیپـوری، مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من
فریبکــار دغل‌پیشه، بهانه ‌اش نشنیـدن بود

چه سرنوشـت غم‌انگیزی، که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می‌بافت، ولی به فکر پریدن بود

دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392
نجواهای پروردگارم ....... ...  
منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیزا من خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی .یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک الوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را.بجو مارا تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم،اهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم.تویی والاترین مهمان دنیایم.
که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت
وقتی تو را من افریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر ایا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی.ببینم من تورا از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟رها کن ان خدای دور
آن نامهربان معبود.آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت.خالقت.اینک صدایم کن مرا.با قطره اشکی
به پیش اور دو دست خالی خودرا. با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام.آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد.به نجوایی صدایم کن.بدان اغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات اوردم
قسم بر عصر روشن ، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک اغوشم,شروع کن,یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان.رهایت من نخواهم کرد
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392
سرنوشت من.... ...  

چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392
بازی های کودکی...... ...  

تازه فهمیدم که بازی های کودکی حکمت داشت........زووو...تمرین روزهای نفس گیر زندگی الاکلنگ تمرین دیدن بالا وپایین دنیا... سرسره تمرین سخت بالا رفتن وراحت پایین آمدن.... هفت سنگ تمرین همیشه در وسط میدان بودن... گل یاپوچ دقت در انتخاب .

شنبه سی و یکم فروردین 1392
زاد روز تو و من....... ...  

تو مرا با وجود تمام ضعفهایم انتخاب کردی و احساس غرور و افتخار را دوباره در من زنده کردی،

با رشد تو در وجودم من نیز با تو بزرگ شدم و متحول شدم،

وقتی نگاهم به نگاهت افتاد از ته دل خندیدم و تازه فهمیدم که درد و رنج ابدی نیست و همیشه چشمانی وجود دارد که با نگاهش تسکین پیدا کنی و ناعدالتی ها ، نامهربانی ها و ناصداقتی ها رو فراموش کنی چون که پاکی ، و تجلی عدالت و صداقت و مهربانی هستی.

اون حس و تجربه زیبای لذت و سبکبالی با دیدن تو تمام وجودم رو فرا گرفت و تو؛ این تجربه و حس بی نظیر را به من هدیه دادی.

ورود تو سرآغاز فصل جدیدی در زندگیم بود.

که امروز نه فقط روز تولد تو که روز تولد دوباره من نیز هست.

پسرم ، کسرا جان، عزیزم زاد روز تولد 6 سالگیت و 6 سالگیم مبارک.

 

سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392
گزیده ای از بیوگرافی خسرو گلسرخی...... ...  

خسرو گلسرخی شاعر، مترجم و نویسنده‌ی روزنامه كیهان و از شاعران چپ ایران است كه اشعار او بیان‌گر اوضاع زمانه و دردهای اجتماعی روزگار خود است. 


... ادامه مطلب
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392
خسرو گلسرخی.... ...  
یکی از دوستان بهم پیشنهاد داد که کتاب پرنده خیس گلسرخی رو بخونم حتما همگی این شعر معروفشو شنیدید:

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام

و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است

با ریشه چه می کنید؟

گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید

پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟

گیرم که می کشید

گیرم که می برید

گیرم که می زنید

با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟



... ادامه مطلب
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392
قلب....... ...  

قلب، دانشمندترين فيلسوفان و دانايان است. كسي كه داراي قلب پاك باشد به پند و اندرز فيلسوفان نيازي ندارد.

                                                                           ژان ژاك روسو